زیباترین بهانه زندگیم
سلام عزیزدلم امروز24/11/92دقیقا 5ماه و8روز داری.عزیزدل مامان 2شب پیش ساعت 4صبح یه لحظه بیدار شدم دیدم توتاریکی خودتو برگردوندی وروشکم دراز کشیدی وسرتو بلند کردی وداری اطراف ودید میزنی من وبابایی میخواستیم میخوریمت .البته بابایی اینکارو کرد .فدای چشمای نازت بشم . عزیزدلم وقتی تو بغلمی اگه چیزی تو دستم باشه دستای کوچلوتو میاری طرفش واشاره میکنی که بهت بدم. چای وپرتغال خیلی دوس داری.از حریره بادوم زیاد خوشت نمیاد . دیگه واسه وعده غذاییت باید یه فکری بکنم چون شیر دیگه برات کافی نیست.وباید هروز غذاهای خوشمزه واست درست کنم وقتی میخوایم غذا بخوریم طوری نگاه میکنی وبا چشای نازت میفهمونی که غذا م...
نویسنده :
مامان دلنیا
12:49







